روزگذشت - دو : شغل شریف

برادر برای ثبت نام در دانشگاه مراجعه کرده بود ، از اونجا زنگ زد کلی سوال پرسید در مورد شغل و محل کار و درآمد و ... ی پدر و مادر
من : از من چیزی نپرسیده ؟
برادر : نه بابا ! کی تو رو آدم حساب می کنه ؟؟
من : نپرسیده چی کاره م ؟ درآمد نخواسته ؟
برادر : نه ولی اگرم خواسته بود می نوشتم علاف !!
من : لطف داری ؟ درآمد چی اونوقت ؟
برادر : خب اون که منفیه ! خرج هم می ذاری رو دست خانواده !!
من : خب خرج می ذارم سودم می دم دیگه !!
برادر : سود ؟؟ وااا ! مگه گاو و مرغی که تخم و شیر بدی ؟؟
من: نخیر آقا ! بنده کمک روحی می دم به خانواده ! نتیجتا کار ها بهتر انجام میشه ، درآمد میره بالا !
برادر : خب می خوای شغل رو بنویسم "روحیه بده" ؟؟
من : ...