صاحب خونه:
دیوارنورد !
یه آقایی از بانک اومده بود خونه مون برای بازدید و قیمت گذاری سند و از این حرفا برای دادن وام
فقط من بودم و خانمی که خونمون کار می کنه.
آقاهه نشسته بود تو پذیرایی منتظر این که صاحب خونه بیاد ، منم تو اتاقم بودم و خانمه هم توی اتاق مهدی
یهو دیدیم از پذیرایی داره صدای پیانو میاد !!
یعنی آقاهه واقعا شاد بودا ! رفته بود برا خودش نشسته بود پشت پیانوی خاک گرفته ی من !!
البته خیلی لذت بردیم از "خواب های طلایی" ای که می نواختند ، ولی خب یه اجازه ای ، چیزی !!
تازه این پیانوی من هم مشکل داره ، پدال زنگش رو یه بار که بگیرن میوفته پایین و دیگه بالا نمیاد ! واسه همینم باید درش رو باز کنن بیارنش بالا تا به حای صدای مزخرف زنگ مثل آدم صدای پیانو درآره !
حالا تصور کنید طرف اینو نمی دونست و نشسته بود با خیال راحت
ولی با تمام پرروییش(!) این خوبی رو داشت که باعث شد من بعد کلی دوباره بشینم پشت پیانوم !!
و از آنجایی که بس بی کار و بی نت می نمودیم آن پشت ، تصمیم گرفتم نت سر اومد زمستون رو در بیارم
که البته آخرش هم پیانوش در نیومد !! ولی عوضش فلوت (ریکوردر) ش رد اومد خدا رو شکر !
این نت جهت بازدید علاقه مندان در
اینجا قرار نمی گیرد ! :دی هرکی خواست بیاد از خودم بگیره ! :دی
پ.ن: در پاسخ این مزه پراندن های بی مزه ی بنده که ناشی از علافی ست ، یک عبارت بسیار مناسب وجود دارد که می گوید " یخ نکنی یه وقت !!" :دی